هر نقطه از خاک زمین برای ما مقدس است . هر برگ سوزنی و درخشان کاج ، هر ساحل شنی ، مهی که در دل جنگل های تاریک پیچیده است ، هر حشره ای که طبیعت را پاکسازی می کند و صدای هر حشره در زندگی و خاطرات ما مقدس است .
ما بخشی از زمین هستیم و زمین بخشی از ما است . گل های عطرآگین ، خواهران ما و اسب ها و عقاب ها برادران ما هستند . صخره های بلند ، شیره گیاهان در دل سبزه زارها ، گرمای بدن اسبان کوچک و انسان ، همه به یک خانواده تعلق دارند .
در شهرهای مردان سفید ، هیچ مکان ساکت و آرامی وجود ندارد . جایی که بتوان به هنگام بهار ، صدای بازشدن برگ ها را شنید و یا جایی که بتوان به صدای ملایم بال زدن حشرات گوش سپرد . آنها نمی توانند فریاد مرغ شب و یا گفتگوی قورباغه هایی که شبانگاه در کنار برکه ای گرد آمده اند را بشنوند . ما صدای ملایم باد را برسطح برکه ها و بوی باد آمیخته با طراوت باران و عطر درختان کاج را دوست داریم .
آدمی بدون جانوران و گیاهان چه خواهد کرد ؟ انسان بخاطر تنهایی و انزوای عظیم روحش خواهد مُرد . زیرا هر آنچه برای جانداران رخ دهد ، خیلی زود برای انسان نیز رخ خواهد داد . همه چیز به هم پیوسته است . اگر بستر خود را آلوده کنید ، سرانجام شبی فرا خواهد رسید که در لجن زار خویش مدفون خواهید گردید .
گرد آوری : گر کوری سی آرون
عطر شکوفه های آلو